X
تبلیغات
زندگي - نلسون ماندلا

زندگي

علمي

نلسون ماندلا

نلسون ماندلا

 در سال 1918 در 18 جولای در جنوب گانا از کشور افریقای جنوبی استان ترانسکی پسری به دنیا آمد که نام او را Rolihlahla گذاشتند. اما وقتی به     مدرسه رفت معلمش نام او را نلسون گذاشت.

وقتی به سن 9 سالگی رسید پدرش فوت کرد و مادرش او را به عمویش سپرد.

بعد از اتمام مدرسه به کالج رفت و عمویش، دخترهای بسیاری به او معرفی کرد تا با آنها ازدواج کند، اما او نپذیرفت و به ناچار از آنجا عزیمت نمود و  در شهرژوهانسبرگ در یک معدن گاز شروع به کار  کرد و روزانه ده ها کیلومتر پیاده روی می کرد تا به دانشگاه نيز برود. او موفق شد مدرک حقوق را از دانشگاه  بگیرد. زماني كه در دانشگاه مشغول تحصيل بود، با دختری به نام sisalks كه پرستار بود  آشنا شد و ازدواج کرد. آنها داراي دو پسر شدند؛ اما زماني كه همسرش فرزند سوم خود را كه ۹ ماهه حامله بود، مرده بدنيا آورد، دچار مشكل روحي شد و بناچار نلسون مجبور شد او را طلاق دهد.

در ابتداي قرن بيستم در آفريقاي جنوبي، تنها سفید پوست ها حق رأی داشتند؛ لذا نلسون ماندلا در محل (African National congress) هر شب سخنرانی می کرد و اعتراضات را بر علیه قانون هدایت می کرد. اما بالاخره در سال 1948 قانونی تصویب شد که سیاهپوستان هم می توانستند رأی بدهند.

در همان سال دکتر مالان یک سیستم سیاسی را معرفی کرد که همه چیز سیاهپوست ها و سفید پوست ها باید مجزا باشد همچون مدرسه، کار، بیمارستان، محله زندگی، ورزش و حتی ازدواج.(آپارتايد)

نلسون ماندلا، مجددا در سال 1958 با دختری به نام winhie  كه پرستار بود، ازدواج کرد. و از همسر دوم خود داراي دو دختر به نام های zenani / zindzi شد. 

ماندلا دائم برای مردم سخنرانی می کرد و آنها را از مسائل روز آگاه می کرد. او در صحبتهای خود می گفت: let's talks . به نحوي كه در یکی از اعتراضات، پلیس40 نفر از آنها را کشت.

ماندلا، بارها به زندان می افتاد و بعد از مدتی آزاد می شد؛ اما دوباره به فعالیت سیاسی خود ادامه می داد. حتی زمانی که در زندان بود، برای زندانیان سیاسی نیز سخنرانی می کرد و می گفت: اگر لازم باشد ترجیح می دهم برای عقایدم بمیرم.

او در سال 1963 دوباره به زندان افتاد، اما بعد از مدتی او و همکارانش را به زندانی در جزیره Robben منتقل کردند؛ در آنجا هوا بسیار سخت و طاقت فرسا بود و آنها باید به کارهای سخت همچون سنگ شکنی می پرداختند.

زندانیان سیاسی در زندان، هر 6 ماه یکبار می توانستند ملاقاتی با خانواده خود داشته باشند و یک نامه دریافت کنند. اما گاهی نامه ای که دریافت می کردند ابتدا و انتهای آن نیز بریده شده بود و تنها چند خط باقی مانده بود. حتي زندانیان سیاسی اجازه نداشتند روزنامه بخوانند.

بالاخره بعد از چندین سال، ماندلا و دوستانش را به زندانی جدید فرستادند و یک سلول انفرادی با تجهیزات مناسب به او دادند. در آن موقع مادرش به ديدن نلسون رفت و او را ملاقات نمود؛ اما بعد از یک هفته از زمان ملاقات با وي، مادر نلسون در سال 1968 فوت کرد.

در آن زمان نيز، همسر ماندلا يكي از فعالان سياسي بود؛ اما در سال 1969دستگیر و به زندان افتاد. در همان سال بود كه پسر بزرگ ماندلا در اثر حادثه رانندگی فوت کرد.

در سال 1975دختر ماندلا zindazi پدرش را در زندان ملاقات کرد، اما پدرش او را نشناخت؛ چون از سن 3 سالگی به بعد، او را ندیده بود و حالا او  15 ساله شده بود. (زندانیان سیاسی از پشت شیشه، خانواده خود را ملاقات می کردند.)

سال بعد، ماندلا تصمیم گرفت در زندان خاطرات و زندگینامه خود را به رشته تحریر درآورد.

در سال 1976، حدود 15.000 دانش آموز سیاهپوست بر علیه نژاد پرستی تظاهرات کردند و پلیس آنها را متفرق کرد و حدود ۶۰۰ تن از آآنها را كشت.

در سال 1979 دختر ماندلا zindazi به همراه همسر و فرزندش، پدر خود را در زندان ملاقات کرد. او اسم نوه خود را zaziwe گذاشت(به معنی: آرزو hope)

در سال 1984 winnie به ملاقات همسرش در زندان رفت و بعد از 21 سال اولین باری بود که در زندگی، همسرش را در آغوش گرفت و بوسید (تا قبل از آن، همیشه یک دیوار شیشه ای بین آنها بود).

ادوارد کندی، (برادر جان اف کندی) همسر ماندلا را ملاقات کرد، اما موفق نشد نلسون را ملاقات کند.

در سال 1988 هنگامي كه نلسون 70 ساله شده بود هنوز در زندان بسر می برد؛ او مریض شده بود، سلولش امکانات مناسبي نداشت و بسیار سرد بود.

در سال 1989، F. W. de. Klerk رئیس جمهور شد و ماندلا و دوستان سیاسی او را آزاد کرد. ماندلا هنگام خوشامدگويي حاضران گفت: عشق به همسرم بود که توانستم در زندان طاقت بیاورم.

نلسون ماندلا در سال 1994 رئیس جمهر آفريقاي جنوبي شد؛ او بعد از ریاست جمهوری به همراه خانواده و نوه هایش به زادگاه خود برگشت تا بقیه عمر خود را در آنجا سپري کند.

4 سال، اسم نلسون ماندلا بر سر زبانها بود و حدود 30 سال از عمر خود را در زندان به سر برد.

او یکی از مهمترین رهبران دنیا شد.

مطالب فوق از كتاب زير گردآوري شده است:

Nelson Mandela. 2004

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14ساعت 9:34  توسط ژيلا عليپوريان  |